|
آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی تو خیال کن آدمهای توی دنیا توی شهره توی شهربی تو اما دل من با همه قهره توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه دارم از نفس میفتم مثل گیاه هرزه آرزومه که یه لحظه رو بروی من بایستی آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی... خیلی دلم گرفته..
آغوشتو به غير من به روي هيشکي وا نکن منو از اين دلخوشيا ، آرامشم ! جدا نکن من براي با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودنه کنارت تو بگو، به هر کجا پر مي کشم منو توي آغوشت بگير آغوش تو مقدسه بوسيدنت براي من تولد يک نفسه چشماي مهربون تو منو به آتيش مي کشه نوازش دستاي تو عادته ترکم نمي شه فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار به پاي عشق من بمون ، هيچ کسو جاي من نيار مهر لباتو روي تن و روي لب کسي نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
شاعر دنيا، من اگه بودمآغاز شعرم، با کلام پدرم بود تشنه تو صحرا، من اگه بودم آب حياتم توي دست پدرم بود واي اگه گندم،پوست تنم بود اون که با دستاش، منو مي کاشت پدرم بود ريشمو تو خاک اگه مي ذاشت پدرم بود پدر جونه، پدر روحه، پدر دينه و ايمونه پدر خسته، پدر بيزار،از اين دنياي ديوونه پدر نوره، پدر امّيد، پدر عشقه که مي مونه پدر خندون، ولي گريون، از اين دنياي ديوونه پدر ای وجودم از تو قدرت و توان گرفته ای که از دم نفسهات هستی من جان گرفته پدر ای که از تو جاری خون زندگی تو رگهام ای که از نور دو چشمت نور زندگی به چشمام پدر امروز به پاهام دیگه نای رفتنی نیست جز دریقی رو لبهام دیگه حرف گفتنی نیست پدر ، پیچ و خم راهم گل سرخ آرزوهام توی فکر غنچه باشه پدر دست یاری تو اگه دستامو نگیره کوره راه رفتن من مثل شبهام میشه تیره
از این لب بنوش چو تشنه که آب بو گل آتشی تو حرارت منم من که دیوانه ی بیقرارت منم من خدا دوست دارد لبی که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم ، بگندیم بخواب آرام پیش من لبت را بر لبم بگذار مرا لمسم کنو دل را به این عاشقترین بسپار بخواب آرام پیش من منی که بی تو می میرم لبت را بر لبم بگذار که جان تازه می گیرم حس می کنم ماله منی ، قلب منو نمی شکنی هرگز نمی شه نفسم از نفست جدا شه ،
دلم من گيره به عشق تو بهانه به سرم باشد هواي عاشقانه من اگر عاشق شدم عاشق ترينم به هواي عشق تو چله نشينم همه كو در مي زنم خانه به خانه كه بجويم از گل رويت نشانه تو چراغ روشن راه شب من شب من پيوسته با ياد تو روشن عشق من با توندارد تا ابد پاياني تو به عشقم مي دهي آخه سر و ساماني عاشقت بودم عاشقت هستم مي نشينم در رهت تا كه باز آیي تو چراغ روشن خلوت مایي اي بهار عشق اي قرار عشق در حريم عاشقان يك نظر افكن تا شود جان و دل عاشقان روشن تا ته قصه چه پيدا و چه پنهون با توام دل به دريا زدمو كاري به دنيا ندارم تو سكوت سنگيه دنيا غزل خون با توام هرچي تنهاتر بشي دنيا تورو كمتر مي خواد خودت اونوقت ميبيني چقدر فراوون باتوام سخت گرفته همه دنيا كه تورو رها كنم تو هجوم سختي ها ببين چه اسون با توام تو زمستون سياه و سينه سوز روزگار سخته باور مثل جنگل تو بهارون باتوام غرق موج عشقتم هرجا بري باهات ميام تو سكوت بركه و خروش كارون با توام واسه رگبار واسه بارون چتر دستاتو می خوام واسه ی برف زمستون تب حرفاتو می خوام واسه ی تموم عمر پیشم بمون من تورو هر روز می خوام حتی نه یک روز در میون واسه وحشت از سیاهی برق چشماتو می خوام واسه ثبت بی گناهی حرف لبهاتو می خوام
چی می خوای صدای التماسمو که عاجزانه می گه پیش من بمون
چی می خوای شکستن غرورموشاید بشی هم آشیون باشه می گم با التماس هر روز نه یک روز در میون گل یخ اگه بی همزبون نبود بخدا یخ نمی زد آدم خوب که یهو بد نمی شد سری به دوزخ نمی زد اگه عشق سری می زد به آ دما کسی سیاه بخت نمی شد زندگی سخت نمی شد واسه ی تموم عمر پیشم بمون من تورو هر روز می خوام حتی نه یک روز در میون بده دستاتو به من،تا باورم شه پیشمی تو از متن کدوم رویا رسیدی که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد که از رنگ صدات دریا شکفت و نگاه من پر از رنگین کمون شد تو از خاموشی دلگیر رویا صدام کردی صدام کردی دوباره صدا کردی منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشک ستاره صدام کردی صدام کردی نگو نه اگر چه خسته و خاموش بودی تو بودی و صدای تو صدام زد اگر چه دور و ظلمت پوش بودی تو چیزی گفتی و شب جای من شد من از نور و غزل زیبا شدم باز تو گیج و ویج از خود گم شدن ها من از من مردم و پیدا شدم باز از این تک بستر تنهایی عشق از این دنج سقوط آخر من صدام کردی که برگردم به پرواز به اوج حس سبز با تو بودن صدام کردی که روی خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشی برهنه از هراس و تازه از عشق توی آغوش جان من رها شی
برای خواب معصومانه عشق کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم کمک کن سایه بومی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم کمک کن با کلامی عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی از اندوه تو و چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی تو رو می شناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من تن شکستتو بسپار به دستِ نوازش های دست عاشق من به دنبال کدوم حرف و کلامی سکوتت گفتن تمام حرفاست تو رو از تپش قلبت شناختم تو قلبت قلب عاشق های دنیاست تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آینه بردی چرا از سایه های شب بترسم تو خورشید و به دست من سپردی کمک کن جاده های مه گرفته من مسافر از تو نگیرن کمک کن تا کبوتر های خسته رو یخ بستگی شاخه نمی رن کمک کن از مسافر های عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره شب تو با من بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن کسی به فکر مریم های پرپر کسی توفکر کوچ کفترا نیست به فکر عاشقای در به در باش که غیر از ما کسی به فکر ما نیست .. وقتی میایی صدای پات ، از همه جاده ها میاد تا وقتی که در وامیشه ، لحظه دیدن میرسه هر چی که جاده است رو زمین ، به سینه من میرسه ای که تویی همه کَسَم ، بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم ، به هرچی میخوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو ، واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلوده رو ، واسه کی بیدار بکنم دسته کبوترای عشق ، واسه کی دونه بپاشه مگه تن من میتونه ، بدون تو زنده باشه عزیزترین سوغاتیه ، غبار پیراهن تو عمر دوباره منه ، دیدن و بوئیدن تو نه من تو رو ، واسه خودم ، نه از روی ، هوس میخوام عمر دوباره منی ، تو رو واسه نفس میخوام
از اين بهتر نميشه بود ، چه با هم خوب و يك رنگيم اگر هر لحظه ميخوامت ، بذارش پاي دلتنگيم تويي چشم و چراغ من ، تويي آروم جون من رفيق خنده و گريه ، شريك نون و آب من خدا حفظت كنه عشقم . . خدا حفظت كنه جونم جدا از هم نميشه بود ، نه ميتوني..نه ميتونم.. خدا حفظت كنه عشقم ، براي باقي عمرم دعا كن تا خدا مارو نگه داره براي هم.. يه عالم آرزو داري ، يكي از آرزوهاتم برام با ارزشه ، خيلي ، اگه گاهي تو رؤياتم تحمل ميكنم دردو ، به شرطي كه تو غم باشي دلم ميخواد كه روز و شب فقط پيش خودم باشي بگو..آينده مال ماست ، به حرفت شك نميارم بگو بين خودم با تو ، ديگه فرقي نميذارم خدا حفظت كنه عشقم ، براي باقي عمرم دعا كن تا خدا مارو نگه داره براي هم.. وقتی که من عاشق می شم من و تو رو گل سرخ خوابيديم من و تو خواب شقايق ديديم من و تو با هر نسيم عاشق نبض عشق رو زير پوست فهميديم من و تو ، تو بركه اشكاي قو عاشقانه دور هم غلطيديم من و تو رو خيسيه شبدرها چه طراوتي بهم بخشيديم من و تو ، تو رخوت يك مستي هرچه كه ديدني بود ميديديم من و تو رو گلهاي اقاقيا غلط زديم ، عطر گل و بوييديم من و تو شراره ي يك آتش گرم گرم به هستيمون پاشيديم من و تو ، تولد و مرگ هميم من و تو به زندگي ميخنديم..
اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟
اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم .. اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟ اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟ اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟ اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟ اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود، اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست، سیاوشم ، ستاره بی غروب من، بهانه ای برای نوشتن و سرودن. چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است منی که تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی و آرزوی بزرگم قشنگترین و زیباترین خواستنی هاست برای تو دوستت دارم ، حتی از خورشید و ماه بیشتر ... حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر ...
بر قرار باشی و سبز گل من تازه بمون نفسم پیش کش تو جای من زنده بمون باغ دل بی تو خزون موندنی باش مهربون تو که از خود منی منو از خودت بدون غزل و قافیه بی تو همه رنج انتظاره این همه شعر و ترانه همه بی عطر و بهاره موندنی باشی همیشه لب پاییز رو نبوسی نشه پرپر شی عزیزم مهربون گلم نپوسی..
ماه در میاد که چی بشه
وقتی که سرشار از عشق تو هستم
اي چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن اي كه حرفاي قشنگت ، منو آشتي داده با من من و گنجشكاي خونه ، ديدنت ..عادتمونه به هواي ديدن تو ..پرميگيريم از تو لونه بازميايي كه مثل هر روز ، واسمون دونه بپاشي منو گنجشكا ميميريم ..تو اگــه خونه نباشي!! هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام بس كه اسم تورو خوندم ، بوي تو داره نفسهام عطر حرفاي قشنگت ، عطر يك سحرا شقايق تو همون شرمي كه از اون ، گرمه گونه هاي عاشق شعر من رنگ چشاته ، رنگ پاك بي ريايي بهترين رنگي كه ديدم رنگ زرد كهربايي… من و گنجشكاي خونه ، ديدنت ..عادتمونه به هواي ديدن تو ..پرميگيريم از تو لونه...!!! جمله ی دوستت دارم برای تو خیلی کمه یه نگاه ساده ی تو به همه دنیا می ارزه بی تو آسمون آبی مثه یه کویر هرزه همه خوبیهای دنیا بی تو ارزشی نداره بی تو ابر بی کسی ها، روی لحظه هام میباره بی تو آسمون سیاه و همه جا شبیه مرگه ابرا تیره و تباه و همه ماتم و تگرگه بی تو حس بی قراری همه جا با من میمونه یه نهال ترس و وحشت میزنه برام جوونه بی تو سهم روزگارم همه سایه های ترسه روح بیقرار وحشت میزنه همیشه پرسه بی تو زندگی خیال و مثه حیله های خوابه مثه جاده های وهم و یه مسیر پر سرابه بی تو صفحه ی وجودم جای مهره های درده یه سکوت بی نهایت واسه این جدال سرده همه لحظه های با تو یه نشاط بی مثاله تو بمون کنارم اینجا بی تو زندگی محاله...
|
About
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
چي گفتي؟ |